حب الدنیا....

از یه بزرگی پرسیدند /  بهترین چیزی که میشه از دنیا برداشت چیه ؟


کمی فکر کرد و گفت : دست ؛


با تعجب گفتم : چی ؟ دست ؟


گفت بله ، اگر از دنیا دست برداریم کار بزرگی انجام دادیم که کوچکترین پاداشش رضوان خداونده


و ادامه داد که : حب الدنیا راس کل خطیئه

khatati_4_20091020_1502714242.jpg

مـن فـقــط جـــمـعـه ها منـتـظـر نـیـسـتــم...

امـــروز جمــــعه نیســــت...

"آقـــــای" مــــن....

قــــرار نیســـت فقــــط غـــروبــهای "پنجشنــبه" تــا غـــروب "جمـــعه"
ســــراغـــت را بگـــیریــــم.....
قـــرار نیســـت فقـــط "جمــــعه هــا" انتـــظار "ظــــهورت" را بکشیــــم....
آری......

"شنــــبه" هـــــم مــــی شـــود از "دوریــت" نـالــه ســر داد....
"یکشنـــبه" هـــم مـــی شـــود "انتــــظارت" را کشــــید....
"دوشنــــبه" هــــم مـــی شـــود دنـــبال "گمشـــده" گشـــت....
"ســـه شنــبه" هـــم مـــی شــود بــا "آقــا" درد دل کــــرد....
"چــهارشنــبه" هــم مـــی شــود بـه خــاطــر "آقــا" گــــناه نکــرد....
یــا بـــنَ الحَــــسَن
دوریــــت "درد" بــی "درمـــان" اســت

ای "پســـر فــاطمـــه"
امـــروز "جمعـــه" نیســـت امـــا. . . ."دلـــم" بـــرایــت "تنـــگ" اســت....
مـن فـقــط جـــمـعـه ها منـتـظـر نـیـسـتــم الان هــم امـــــیـــــد آمـــــــدنــــــــــت،هـســــــت....
"اَلــــسَّلامُــ عَــــلَیک یــا اَبــا صـــالِــــح اَلـــــمَهدی"عـــــج

افسران - و من چگونه بی ‌تو نگیرد دل‌م...

2بارصدامیزند

اگر در اینجا پسر من حضور داشت و 6 بار من او را صدا بزنم که آقازاده با شما هستم و او در این 6 بار جواب من را ندهد،‌ شما نمی‌گویید، چه پسر بی‌ادبی!

حال اگر کسی که صدای اذان را بشنود ، دو بار حی علی الصلوٍة دو بار دیگر حی علی الفلاح و بار دیگر حی علی خیر العمل به او گفته شود و همچنان نسبت به اقامه نماز بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اهمیت باشد ،

این شخص بی‌ادب نیست !؟!

حجت‌ الاسلام قرائتی


http://bayanbox.ir/view/5799155928460202231/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA%DB%8C.jpg

عینک ملحفه فرش

وقتی یک لکه ای بنشیند روی عینکت ، بلافاصله زود آن را با دستمال کاغذی پاک می کنی
وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه، می گذاری سر ماه که لباس ها و ملحفه ها جمع شد، همه را با هم با چـنـگ می شویی...

وقتی همان لکه بنشیند روی فرش، می گذاری سر سال ، با دسته بیل به جانش می افتی.
خدا هم با بنده های مومنش مثل عینک رفتار می کند.بنده های پاک و زلالی که جایشان روی چشم است، تا خطا کردند، بلافاصله حالشان را می گیرد (والبته دردنیا و خفیف) ...

دیگران را به موقعش تنبیه می کند آن هم با چنگ و آن گردن کلفت هایش را می گذارد تا چرک هایشان جمع شود...

(قرآن کریم: ما به کافران مهلت می دهیم تا بر کفر خویش بیافزایند) و سر سال
(یا قیامت، یا هم دنیا و هم قیامت) حسابی با دسته بیل از شرمندگیشان در می آید ...


http://bayanbox.ir/view/5799155928460202231/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA%DB%8C.jpg

پاک کردن زنگاردل...

روزی درحرم امام رضا(ع)جوانی نزد من امدوپرسید

اگربخواهم زنگاردلم راپاک کنم بایدچه کنم؟

ازاین جوان وسوالی که پرسید خیلی خوشم امد.

به اوگفتم برای پاک کردن دلت چندراه ساده وجود دارد.اول اینکه ازقراعت قران مخصوصا سحرهاغفلت نکن.

دیگراینکه زیاداستغفارکن ویک راه دیگرکه البته آن زمان به ان جوان نگفتم،محبت به بچه یتیم است.

تامیتوانی به بچه یتیمان کمک کن ودست نوازش برسرشان بکش

ایت الله مجتهدی تهرانی

پاسخ به شبهات:دلیل معصوم نبودن حضرت زینب (س) وحضرت ابوالفضل(ع)

 

چه کسی گفته که آنها معصوم نیستند که ما دلایلش را بیان نماییم؟ نه تنها ایشان، بسیار  دیگری نیز معصوم بوده‌اند؛ مگر لقب حضرت معصومه علیهاالسلام را امام رضا علیه السلام نداده‌اند؟ منتهی این بزرگواران در حد و جزو چهارده معصوم که تالی تلو و حد اعلای عصمت می‌باشند نبوده‌اند.

در خصوص عصمت به چند نکته مهم باید توجه نمود:

یک - عصمت، مرحله‌ی بالایی از کمال انسانی در تمامی شئون و فعلیت تمامی استعدادهای انسان است و مرهون علم، صیانت نفس و اخلاص در بندگی و عمل صالح می‌باشد.

دو – عصمت نیز مانند هر کمال دیگری (علم، حکمت، رأفت، رحمت، بصیرت و ...)، همه از اسمای الهی است و تجلی آن در مخلوقاتش، دارای مراتب متفاوت می‌باشد. چنان چه حتی در مورد انبیای الهی نیز فرمود، برخی برتر از برخی دیگر می‌باشند.

سه - عصمت، مرحله بالای معرفت و شناخت، و مرحله بالای ایمان به آن معرفت و شناخت است، که سبب می‌شود آدمی صاحب بصیرت شود، ظاهر بین نباشد، باطن هر نیت، کار، عمل و هر چیزی را ببیند و در واقع از ناسوت (عالم ماده) گذشته و با «ملکوت» مرتبط گردد.

یک مثال:

عقل، علم، آگاهی، ایمان و بصیرت، نگهدارنده (عاصم) انسان از خطا و لغزش و گناه و ضعف‌های دیگر هستند. به عنوان مثال: شاید یک کودک نداند که اگر نزدیک به آتش (ولو بسیار ضعیف، به حد شعله یک کبریت یا شمع گردد)، خطر او را تهدید می‌کند و به خاطر همین جهلش به آن نزدیک شود، اما کسی که علم یافت و به آن علم نیز ایمان و یقین پیدا کرد، خود را از آن نگه می‌دارد. این بازدارندگیِ خود، در همین حد نیز مصداقی از عصمت است.

چهار – از همین معنا و مثال معلوم می‌شود که "عصمت" در انسان صرفاً جبری نیست؛ یعنی چنین نیست که خداوند متعال کسی را معصوم قرار داده باشد و در خلقت او، هیچ اختیار و امکانی برای خروج از عصمت نداشته باشد، بلکه بازدارندگی و صیانت نفس خود به اختیار انجام می‌پذیرد.

پنج – عصمت از سویی ایجاد مصونیت از ارتکاب به گناه است و از سویی دیگر کمالی است که سبب بازدارندگی از هر گونه خطا، اشتباه، فراموشی و ... نیز می‌گردد.

شش – عصمت از گناه، برای همگان ممکن است، چرا که خداوند متعال به همگان امر فرمود که خود را از گناه و معصیت نگهدارید و بدیهی است که خداوند حکیم، به چیزی که در امکان و قدرت انسان نیست امر نمی‌کند. پس هر کسی می‌تواند معصوم از گناه باشد (البته به حد خود). [دقت کنیم که خیلی از کارها برای بنده و شما گناه محسوب نمی‌گردد، اما برای اولیاءالله و در رأس آنها پیامبر اکرم و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین، گناه محسوب می‌گردد].

هفت – اما عصمت کامل از هر گونه خطا، اشتباه یا فراموشی، برای همگان ممکن نیست.

الف – پیامبر اکرم و اهل بیت صلوات الله علیه و آله، انسان کامل هستند، یعنی حد اعلای ممکن برای رشد و تعالی برای یک انسان، در آنها محقق شده و تجلی یافته است. از این رو آنان به معنای اتمّ و کامل «معصوم» از هر گونه گناه، خطا، اشتباه و فراموشی می‌باشند؛ لذا (به تعلیم وحی و آموزه‌های خودشان که معدن وحی و مخزن علم لایزال الهی می‌باشند) ایشان را "معصوم" (بدین معنا) نامیده و به غیر از آن چهارده نفر، هیچ کس دیگری را معصوم نمی‌دانیم.

ب – وقتی گفته می‌شود «امکان خطا، اشتباه و فراموشی»، معنایش این نیست که حتماً به این امور مبتلا و دچار می‌شوند، بلکه یعنی «امکانش» قابل نفی نیست، منتهی در انبیای الهی (با شدت و ضعف مرتبه‌ای که نسبت به یک دیگر در علم و عصمت دارند) و هم چنین چهارده معصوم علیهم‌السلام، این "امکان" نفی می‌شود.

حضرت زینب کبری علیهاالسلام:

*- حضرت زینب علیهاالسلام، تنها دختری در این عالم است که هم پدرش معصوم است و هم مادرش؛ مانند حضرات امام حسن و امام حسین علیهماالسلام که تنها فرزندان پسر دو معصوم هستند. حتی حضرات امیرالمؤمنین و فاطمه زهراء و دیگر امامان علیهم السلام نیز از این ویژگی برخودار نبوده‌اند.

*- حضرت زینب علیهاالسلام، محرم اسرار و از بزرگ‌ترین یاوران و حامیان شش معصوم (حضرات امیرالمؤمنین، فاطمه زهراء، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر علیهم السلام) بودند؛ آیا شخصی که از علوم، فضایل، ایمان و مراتب بالای کمال انسانی برخوردار نباشد و احیاناً مرتکب گناه (حتی صغیره) شده باشد، می‌تواند در به چنین رتبه و توفیقی نایل آید؟

*- حضرت زینب کبرا علیهاالسلام، از علم لدنی برخوردار بودند، چنان چه امام معصوم، حضرت سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: «انت بحمداللّه عالِمَةٌ غَیر مُعلّمةٍ و فَهِمَةٌ غَیر مُفَهِمّةٍ»، یعنی: الحمد لله، شما عالمِ بدون معلم هستید و فهیمی هستید که کسی آن معارف و مفاهیم و حقایق عالم هستی را به شما تفهیم نکرده است.

حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام:

*- ایشان در مقامی از علم و فضیلت قرار داشتند که به «پدر فضل» ملقب و مشهور گردیدند.

*- ایشان در مقامی قرار داشتند که امام سجاد علیه‌السلام در حق ایشان فرمودند: «خداوند رحمت کند عمویم عباس بن علی علیه اسلام را، که به تحقیق ایثار و جانبازی کرد و جنگِ نمایانی نمود و خود را فدای برادرش ساخت، تا اینکه دستانش قطع شد و خداوند در مقابل، بسان عمویش جعفر طیار، دو بال به او عنایت کرد تا با آنها با ملائکه در بهشت پرواز نماید. و همانا عباس علیه السلام نزد خداوند تبارک و تعالی منزلتی دارد که جمیع شهدا در روز قیامت بر او غبطه خورند و تمنّای مقامش را نمایند» (خصال شیخ صدوق ، جلد 1 صفحه 35)

*- ایشان در مقامی از بصیرت بودند که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «کانَ عَمُّنا العَبَّاسُ (ع) نافِذَ البَصیرَة؛ عموی ما عباس (ع) بینشی ژرف داشته است» (اعیان الشیعه، ج 7، ص 430)

*- ایشان در مقامی از علم و ایمان و بصیرت بودند که امام صادق علیه‌السلام، هنگام زیارت قبر ایشان شهادت دادند: «اَشْهَدُ اَنَّکَ لَمْ تَهِنْ و لَمْ تَنْکُلْ و اَنَّکَ مَضَیْتَ علی بصیره مِنْ اَمرِک؛ گواهی می‌دهم که تو لحظه‌ای از خود سستی نشان ندادی و برنگشتی، بلکه مَشی تو بر ایمان و بصیرت در دین رقم خورده بود».

*- ایشان در مقامی از ولایت‌پذیری، معرفت، اطاعت و تبعیت از امام و شهادت قرار گرفتند که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «پس خداوند برترین و بیشترین و وافرترین و کامل ترین پاداش کسی را از میان آنان (مجاهدین و شهدای حق) که به پیمانشان وفا نمودند، دعوت او را پذیرفتند و از ولی امر خود طاعت کردند، به تو ارزانی فرماید.» (کامل الزّیارت ابن قولویه صفحه 257)»

*- ایشان که علمدار امام زمان‌شان بودند، در میان شهدای والا مقام کربلا (از خاندان و یاران)، تنها کسی بودند که وقتی به شهادت رسیدند، امام حسین علیه السلام فرمودند: «الْآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِيلَتِی واضَیعَتا بَعدِ‌کَ یااَخی» یعنی: اکنون کمرم شکست و چاره‌ام اندک شد، وامصیبتا بعد از تو، ای برادر!

نتیجه:

پس هیچ تردیدی نمی‌ماند که آن دو بزرگوار، در مرتبه بسیار بالایی از علم، حلم، بصیرت، تعقل، فضل، ایمان، عمل و سایر کمالات انسانی قرار داشتند و بالتبع معصوم از گناه بودند، اما مرتبه کمالی و عصمت آنها (و هیچ کس دیگری)، در حد چهارده معصوم علیهم السلام نبوده و نمی‌باشد.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 154 »