حروف گناه با نگاه یکی ایست!!!!!!!!

همه حروف گناه (گ.ن. ا.ه) با نگاه (ن .گ.ا.ه) یکیه!!؟
به این داستان زیبا توجه بفرمایید:
روزی حضرت علی علیه السلام
توی کوفه شیطان رو دیدند که تیرهایی به همراه دارد
که از نوک یه دونه از تیرها زهر می‌چکید
به شیطان فرمودند: ای ملعون چرا این تیرت با بقیه فرق دارد
شیطان گفت: این تیرو فقط برای نشانه گیری
"چشم شیعیان شما"

اگرنمیخواهیدنعمت خدا از شمازایل گردد...

264d83

حضرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

«هر که صبح کندوچهار نعمت خدارا یادنکندمیترسم که نعمت خداازاو زائل گردد»

اَلحَمدُ للهِ الَّذِی عَرَّفَنِی نَفسَهُ وَلَم یَترُکنِی عُمیانَ القَلبِ

ستایش خدا را که خود را به من شناساند ومرا کوردل نگذاشت.

اَلحَمدُ للهِ الَّذِی جَعَلَنِی مِن أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَآلِه

ستایش خدا را که مرا از امت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله قرار داد.

اَلحَمدُ للهِ الُّذِی جَعَلَ رِزقِی فِی یَدَیهِ وَ لَم یَجعَل رِزقِی[وَ لَم یَجعَله]فِی أَیدِی النَّاسِ

ستایش خدا را که روزیم را در دست خودش قرار داد و آن را در دست مردم ننهاد.

اَلحَمدُللهِ الَّذِی سَتَرَ ذُنُوبِی وَ عُیُوبِی[سَتَر ذَنبی]وَ لَم یَفضَحنِی بَینَ الخَلائِقِ

ستایش خداراکه گناهانم وعیوبم راپوشاندومرامیان مردم رسوانکرد.

تو که نیستی هوا خیلی آلوده است

 

نمیدانم چرا گاهی بی اختیار از چشمانم اشک میآید...
میگویند حساسیت فصلی است.....
آری من به فصل فصل این دنیای بی توحساسیت دارم...

siSf0Y_535.jpg

نمیدانم چرا گاهی نمیتوانم راحت نفس بکشم...
میگویند از آلودگی هواست..
آری تو که نیستی هوا خیلی آلوده است..
ودر این هـــوا نفس کشیدن یعنی خفــگی..
آقا تو که نباشی حالمان خیلی بد است....

مهدی جان بیا که دنیا از بی تو بون خسته شده

مادری که دلش در کربلا ماند...



مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟
مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!
مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!
مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه‏هایش را، حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه‏السلام همراهی کرد!
مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه‏ها روایت می‏کرد!
مادری که حتی کوچه‏های «مدینه»، مرثیه‏سرای اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!
مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی‏ترین سرشت همسری‏اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری‏اش
مادری که برای همیشه، با ناله‏های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده‏هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می‏کند!
مادری که بعد از شهادت «عباس علیه‏السلام »، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی‏اش را از دست داد!
مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه‏تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می‏توان شنید! درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی‏نظیرش باد!
روح آسمانی‏اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!

حرف آخر

افسران - گوشتان به دهان رهبر باشد...

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 135 »